گروه فرهنگی «سراج24»- مرتضی اسماعیل دوست: اگر بخواهیم انواع درنده خویی های گروهک تروریستی منافقین را در طی سال های طولانی از حیات خود با آثار ساخته شده درباره آن ها مقایسه کنیم به اختلاف بسیار فاحشی خواهیم رسید، چنان که حجم اقدامات تروریستی و رفتارهای منافقانه و جاسوسی های صورت یافته توسط این گروهک بی ریشه چنان زیاد است که هر چقدر درباره اش فیلم سینمایی و مستند و فیلم کوتاه ساخته شود و کتاب هایی از خاطرات «اشرف» زده ها! به نشر درآید باز هم در برابر انواع دسیسه های رخ داده اندک است. از این رو جهت به تصویر درآوردن اقدامات مزدورانه منافقین در دل تاریخ برای نسل های آتی، لزوم تمرکز و ساخت آثار متعدد سینمایی درباره جنبه های مختلف زندگی ننگین و شیطانی منافقین احساس می شود.

در این سال ها عمده آثار ساخته شده در خصوص گروهک تروریستی منافقین توسط مستند سازهایی متعهد در جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی ساخته شد که البته برخی از آن ها مجال به نمایش درآمدن توسط رسانه ملی را یافته و برخی تنها اکران هایی محدود داشته و یا به چند سانس نمایش در جشنواره ای اکتفا کردند. از جمله سازندگان پُرکار درباره نوع زیست و نگره منافقین، فیلمسازی جوان با نام مرتضی پایه شناس بوده که به تنهایی تولید بیشترین آثار ساخته شده درباره شوم ورزی های منافقین را به عهده گرفت. مستندهای «ملاقات پشت دیوار اشرف»، «جای خالی یک نفر»، «غروب یک روز»، «جایی که زندگی می کنیم» و «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» به کارگردانی مرتضی پایه شناس، از جمله آثار ساخته شده با موضوع در به دری افرادی است که روزی به پشتوانه گفتارهای دروغین مکاران منافق رو به آرزوهایی رنگی به سمت کمپ هایی رهسپار شدند که در نهایت تبدیل به آوارگاهی برای لحظه لحظه زندگی شان شد.

نکته مهم و متمایز در آثار ساخته شده توسط این فیلمساز، توجه به ظرافت ها و نوع جنون نهفته در اشرف زده های در به در بوده که پس از شناخت از ماهیت دروغین رهبران بزک کرده منافق راهی به سوی فرار در برابر قرارِ منتهی به رذالت را در نظر گرفتند. از این رو فیلمساز در ساخته هایی چون «جای خالی یک نفر» و «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» به دنبال یافتن نگاهی جست و جو گرایانه در متن زندگی اعضای نگون بخت منافقین بوده است. مثلا فیلم «جای خالی یک نفر» درباره شخصی به نام علیرضا بشیری است که سال 1365 در کشور آلمان در کمپ مهاجرین با گروهک منافقین آشنا و به همراه همسر و فرزندش به این سازمان پیوست. بشیری سال 1368 از سازمان جدا می شود، اما همسرش در سازمان می ماند و این مستند بازگو می کند که مرد نشسته در تزویرِ منافقین سال ها است که به دنبال همسر گمگشته اش می گردد.

«فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه» که مهم ترین و پُرمخاطب ترین اثر ساخته شده درباره نگاه ننگین منافقین است نیز با استفاده از آرشیو خانوادگی مردی شکست خورده در سراب گروهک منافقین به دنبال نمایش ماهیت رفتاری مبتذل سران منافق بوده است. داستانی دردآلود از مصطفی محمدی که از سینه چاک های این گروهک بوده و حتی خود را در حمایت از مریم رجوی به دست شعله های آتش کشیده بود اما تاریخ، هویدا گر رنگ ها است و رنگ تزویرِ رجوی ها در بستر به تاراج رفتن فرزندان مصطفی محمدی برایش نمایان شد. هنگامی که با پسرش رفتار سخیف جنسی شد و دخترش در دام معرکه گری منافقین افتاد! و «فیلم ناتمامی برای دخترم سمیه»، روایتی از همین دردهای ویران گر است.

در این سال ها ساخته های دیگری درباره ماهیت ویران شده منافقان خلق ساخته شد. برای نمونه مستند «زیر پوست اشرف» به بررسی آخرین روزهای منافقین در پادگان اشرف پرداخته و در آن تعدادی از جدا شدههای منافقین در راهروهای پادگان اشرف در مقابل دوربین از خاطرات خود در این سازمان تروریستی صحبت می کنند و بازگوکننده رنج های بسیاری که از این فرقه شیطانی متحمل شده اند، می شوند. مستند «ردپای گرگ ها» هم که از رسانه ملی پخش شد، اثر قابل توجه دیگری درباره ماهیت پلید گروهک تروریستی منافقین است که در آن مباحثی چون چگونگی شکل گیری، گفتگو با برخی از اعضای جدا شده و نقش دامنه دار این گروهک در راستای کینه ورزی با نظام اسلامی ایران که حتی به جاسوسی علیه مردم ایران و کمک به ارتش عراق منتهی گردید، مطرح می شود.

مستند «در آغوش یاران»، اثری تکان دهنده درباره استثمار جنسی اعضای گروهک توسط رهبران منافق می باشد که برای مخاطبان بالای 14 سال رده بندی شده است. در این فیلم، 3 نفر از اعضای سابق سازمان منافقین که اینک در اروپا زندگی می کنند، با بیان خاطرات خود از چگونگی پیوستن به این سازمان، راز طلاق ها و ازدواج های اجباری توسط مسعود و مریم رجوی می پردازند.

اما مستند «رویای سیاه»، به زندگی یکی از منافق ترین افراد دوران ها یعنی ابوالحسن بنی صدر می پردازد که با رای میلیونی مردم بازی مزورانه ای کرد. در مستند «رویای سیاه»، نقش گروهک منافقین و پیوندش با فردی حلقه به دوش چون بنی صدر روایت می شود. روایتی که دوره های مختلف را در برگرفته و از سخنرانی تفرقه برانداز بنی صدر در تاریخ 14 اسفند 1359 در دانشگاه تهران آغاز شده و تا تاریخ ثبت عدم کفایت سیاسی بنی صدر در 30 خرداد 1360 دنبال می شود.

مستند «حرمسرای اشرف» به کارگردانی محمد مهدی خالقی اثر جسورانه دیگری در نمایش ماهیت پشت پرده انحرافات جنسی مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق است. مستندهای «مقر 49»، «گمشده» و «سازمانی برای جدایی» از دیگر آثار ساخته شده با ماهیت افشاگری درباره نگاه های آلوده سران در به در اشرف است که هر چند وقت در پی خوش خدمتی خود میهمان سیاست پیشه ای در گوشه ای از کمپ حقارت و زبونی می شوند!

اما در سال گذشته و پس از سال ها سکوت سینمای ایران درباره ساخت آثاری درباره منافقین، 2 فیلم بلند با نام های «سیانور» و «امکان مینا» به جشنواره فجر ورود یافتند و این در حالی است که در همه این سال ها از سینمای ایران، آثاری چون «بایکوت» و «توهم» را درباره منافقین به یاد داشتیم. «سیانور» ساخته بهروز شعیبی اثر پخته تری در میان آثار داستانی بلند سینمایی است که نگاهی به یکی از افراد موسس و البته پشیمان شده از این سازمان دارد؛ شهید مجید شریف واقفی که پیش از تغییر ایدئولوژیک سازمان از اسلام گرایی به مارکسیسم، توسط رهبران منافق این فرقه در تاریخ 16 اردیبهشت ماه 1354 به شهادت رسید. فیلم «امکان مینا» هم که چندی دیگر به اکران سینماها در خواهد آمد، داستانی از عشقی سرکوب شده در جریان آتش افروزی های سران منافق است.



